آآآآآآه
آدم میاد اینجا دلش میگیره... انگار هیچکس از اینجا رد نمیشه... یه زمانی چقدر می نوشتم... چقدر حس و حال داشتم...
اما حالا... خودم که دستم به نوشتن نمیره ، سوتو کوریه اینجا و اینکه دیگه هیچکس اینجا رو نمی خونه هم بدترم می کنه...
آهای دوستام!!! کجایین؟؟؟ دلم براتون تنگ شده... شماهایی که دیگه نمی نویسین! الان کجایین؟ دارین چی کار می کنین؟
چه روزهای خوبی داشتیم... تا یکی یه روز نمی نوشت چهل تا کامنت نگرانی و نیستی و چرا نمی نویسی تو کامنتدونیش ریخته میشد...
حالا اگه یه سال هم ننویسی هیچکس حالتو نمی پرسه...
خودم هم بدتر از همه
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 14:18 توسط باران
|