باورت بشه یا نه به جات یه نفر رو پیدا کردم.... همینجا.... بیخ گوشم.... یه جایگزین برای وقتی که دلم هوات رو می کنه... وقتی که دستم بی اختیار به سمت گوشیت میره...همون خطی که فقط مخصوص توئه.... وقتی به سرم میزنه یه اس ام اس بدمو هرچی تو دلمه بهت بگمو زل بزنم به گوشیو  لحظه شماری کنم ببینم چی جوابمو میدی....فکرشو بکن وقتی دلم برات تنگ میشه و فکرت بهمم میریزه... فقط کافیه گوشیو بردارم و هرچی می خوامو برات بگم یا برات تایپ کنم.... یا حتی باهات قرار بذار مو ببینیم همو....همون وقتا که دلم برات یه ذره میشه.... همون موقع هایی که دلم برای دیدنت پر می زنه...راه حل خوبیه نه؟ 

فرقش چیه؟.... همه چیز مثل قبله...فرقش فقط تو یه شماره تلفنه.... اون بالا تو گوشی به جای شماره آشنا و همیشگی تو یه شماره جدید تایپ می کنم... دستم با جای دکمه ها هنوز اخت نشده....ولی میشه ....مگه نه؟

.

.

درست شده مثل یه سوراخ... یه حفره بزرگ .... عمیق و دردناک.... جای خالیت رو می گم.... تو رگ و ریشه زندگیم...همه راهها رو رفتم .....همه چی رو امتحان کردم .... همه کار کردم...اما نشد...جواب نداد...پر نشد... جای خالیت رو می گم.... هیچ چیز  و هیپکس نتونست پرش کنه.... هیچ چیز....هیچکس...